حسن حسن زاده آملى

321

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

سنگ بر من مىزدند ، به حمام رفتم و خرجين را نزد حمّامى گذاشتم و اهل حمّام به من مىخنديدند . چند روز آنجا ماندم اهل شهر مرا شناختند و از طرف والى و اكابر شهر از من پذيرائى كردند . دفعهء ديگر كه به حمّام رفتم نوكرها همراه من كرده بودند و اهل حمّام موقعى كه من لباس مىپوشيدم به جهت احترام من ايستاده بودند . حمّامى با ديگرى مىگفت : اينها همانها هستند كه آن روز مسخره مىكرديم ، به زبان عربى مىگفت به گمان اينكه من عربى نمىفهمم ، و من به عربى جوابش گفتم كه ما همان هستيم » . حاصل اينكه شخص با علم و عمل كه علمش در روح و قلب جاىگير شده در برزخ كه وارد شود مانند همان ناصر خسرو در بلاد غربت است . امّا آنكه علم آخرت نياموخته فقط علمى ياد گرفته كه نتيجهء آن در همين دنيا و راجع به امور محسوسه است وقتى رفت ، علم خود را مىگذارد و برهنه مىرود . ائروپلان « 1 » بسيار نيكو مىسازد ، دواها را خوب تركيب مىكند ، شيشه و بلور آلات درست مىكند ، يا خط آهن و اتومبيل و غير ذلك . بر فرض تمام اينها صنعتهاى مهمّى است و براى آباد كردن دنيا خوب است و خلاف شرع هم نيست ولى اين علم فقط در دنيا مهمّ و محترم است ، در آخرت نه اتومبيل‌ساز لازم است ، نه ائروپلان و تركيب دوا و علم فيزيك و شيمى . اگر اين اشخاص علاوه بر هنرهاى خود خدا را شناخته باشند و عمل صالح كرده باشند در آخرت براى آنها مفيد است ، و هم دنيا و هم آخرت را دريافته و الّا اگر بگويند : ما چون طبيب قابلى هستيم پس نماز نبايد بخوانيم يا چون در علم فيزيك و شيمى و الكتريك از فاكولتهء « 2 » پاريس تصديق‌نامه داريم پس دين براى ما لازم نيست ، نه اينطور نيست بهشت چراغ الكتريكى ندارد و متخصّص اين فن نمىخواهد . اى متخصّص فيزيك و شيمى البتّه علم تو محترم است ولى تا در دنيا هستى چون اينجا به تو احتياج است مانند نجّار و آهنگر ، و براى آخرت علم ديگر لازم است

--> ( 1 ) - يعنى هواپيما ، Aeroplane . ( 2 ) - يعنى هيئت استادان دانشكده‌ى Faculte .